پایه هفتمنگارش پایه هفتم

انشا تصویر نویسی نگارش هفتم صفحه ۲۳

انشا پایه ی هفتم صفحه 23 آنچه در تصویر زیر می بینید بنویسید

5
(1)

در این مطلب با چند نمونه انشا برای تصویر نویسی صفه 23 کتاب نگارش کلاس هفتم در آموزه لند همراهتون هستیم.

امیدواریم خوشتون بیاد و براتون کاربردی باشه.

انشا صفحه 23 کتاب نگارش پایه هفتم؛ تصویر نویسی انشا آزاد درس 1 صفحه 23 با مقدمه بدنه و نتیجه +گام به گام صفحه 23 نگارش هفتم (جواب صفحه 23 نگارش کلاس هفتم)

انشا تصویر نویسی نگارش هفتم صفحه ۲۳ – انشا شماره یک

درشهرستان ها و روستاهای کشورعزیزمان ایران که دارای آب و هوای مناسب است، مردم به کار کشت و کار درمزارع و زمین های کشاورزی مشغول هستند.

آنچه در تصویر زیر می بینیم شامل یک خانه ی روستایی با صفا که با سنگ و کلوخ ساخته شده است به همراه پنجره ای چوبی که رو به مناظر و کوه و درختان زیبا که مطمعنا دارای اب و هوای بسیار پاک و مناسب می باشد باز می شود، به همراه دختران و پسران که با همکاری و یاری یکدیگر درحال کارو کمک به یکدیگر هستند و با دقت و علاقه ی زیاد مشغول کشت محصولات خود در زمین زراعی خود می باشند. پسران که از قدرت بدنی بالاتری برخوردارهستند، درحال شخم زدن زمین می باشند و دختران با دست های کوچک و لطیفشان مشغول آبیاری و کاشت محصولات با نظم و ترتیب در زمین هستند. تا در نهایت بتوانند به خوبی و خوشی محصولات زحمت کشیده ی خود را برداشت نمونده وبا فروش و مصرف آن زندگی روزمره ی خود را بگذرانند تا به پدر و مادر خود کمکی هر چند کوچک کرده باشند و لبخندی زیبا بر لب هایشان نقش ببندد.

دراین تصویر زیبا ما به خوبی متوجه می شویم که کار گروهی و مشترک بسیار خوشایند و لذت بخش است و ما نیز باید با کارهای گروهی همراه با دوستان که به ما حال خوبی را می دهند در مسیر پیشرفت و آبادانی کشورمان قدم برداریم تا نقشی هرچند کوچک در جامعه ایفا کنیم

انشا تصویر نویسی نگارش هفتم صفحه ۲۳ – انشا شماره دو

درب خانه ی با صفا و ساده ی خانواده ی خوشبخت بر روی هر میهمانی باز است ، اطراف باغچه ی زیبای آن ها خبری از دیوار های بلند سیمانی نیست و گچ خشک نشده ی روی دیوار خانه ی آن ها خبر از همکاری پدر و پسری برای زیباتر کردن محل زندگی می دهد .

هر دانه و گیاه در باغچه ی خانواده ی خوشبخت با عشق کاشته می شود که حاصل آن فرآورده هایی با طعم بهشتی است ، حتی دختر کوچک خانواده نیز می خواهد در این کار گروهی مشارکت کند و عرق جبین او خبر از تلاش و پشتکاری سخت برای آوردن آب از چشمه ی با طراوت محل زندگی آن ها می دهد.

این خانواده در مکان خیالی بسیاری از شهر نشینان عمر خود را سپری می کنند ، در هوایی پاک ، همسایه هایی مهربان ، سحر خیزی با صدای خروس ها و غذاهای دلچسب محلی!

باغچه بوسیله دیگر فرزندان در حال گسترش است تا به این زیبایی افزوده شود ، پنجره های خانه ی آن ها مانند تابلویی طبیعی چشم انداز کوهستان و زمین های کشاورزی سرسبزی را به رخ می کشد که نقاش آن ها خداست!

ابر ها از دور نمایان شده و گرد هم آمده اند تا درخت بلند قامت کنار خانه شان را استوار تر سازد ، شاید در آینده ای نزدیک تکیه گاه مناسبی برای تاب بازی دختران و پسران یا حتی پدر و مادر و فامیل های این خانواده باشد!

دود های بلند شده از دودکش این خانه ی با صفا نوید چایی گرم و با صفا برای رفع خستگی حاصل از این کار شیرین را می دهد ، و همگی به سمت استراحت بر روی پتو های گرم و نرم ، در کنار پشتی های قرمز راه می افتند ، خدا قوت… !

تصویر نویسی انشا آزاد صفحه 23 نگارش هفتم – انشا شماره سه

امروز، اولین روز خرداد است. من، محمد، علی، زهرا به همراه مادرم در باغچه کوچکمان مشغول به کار هستیم.

ما مزرعه کوچکی داریم که خانه مان در سمت چپ آن قرار گرفته است. جلوی خانه مان گندم و سمت راست باغچه، سبزی و سیب زمینی و گوجه و بادمجان کاشته ایم و اطراف مزرعه حصارهای چوبی کشیده ایم.

مادرم و علی مشغول چیدن سبزی برای ناهار هستند. زهرا به تک درخت چنارمان آب می دهد و من و محمد مشغول کندن زمین و آماده کردن خاک برای کاشت دانه هستیم.

خاک کمی خشک و سفت شده و کندن آن سخت است.

از زهرا خواهش می کنم کمی آب بیاورد تا زمین را خیس کنیم، چون باید قبل از رسیدن پدرم، زمین را برای کاشت آماده کنیم.

پدرم به مزرعه دوستش رفته تا کمی کود و بذر گیاه بخرد.

ما تصمیم گرفته ایم امسال در قسمت هایی که چیزی نکاشته ایم لوبیا، عدس و نخود بکاریم تا بتوانیم زمانی که هوا سرد می شود، با آنها آش و سوپ درست کنیم.

.

آنچه در تصویر زیر می بینید بنویسید :

انشا تصویر نویسی نگارش هفتم صفحه ۲۳

جواب انشا آزاد صفحه 23 نگارش هفتم :

در شهرستان ها و روستاهای کشور عزیزمان ایران که دارای اب و هوای مناسب است ،مردم به کارکشت و کاردرمزارع و زمین های کشاورزی مشغول می باشند.

آنچه در تصویر زیر می بینیم شامل یک خانه ی روستایی باصفا که با سنگ و کلوخه ساخته شده است به همراه پنجره ایی چوبی که رو به مناظرو کوه و درختان زیبا که مطمعنآدارای اب وهوای بسیارپاک و مناسب می باشد باز می شود،به همراه دختران و پسران که باهمکاری و یاری یکدیگردرحال کارو کمک به یکدیگرهستندوبادقت و علاقه ی زیاد مشغول کشت محصولات خوددرزمین زراعی خودمی باشند.

پسران که از قدرت بدنی بالاتری برخوردارهستند،درحال شخم زدن زمین می باشندودختران بادست های کوچک و لطیفشان مشغول ابیاری وکاشت محصولات بانظم و ترتیب در زمین هستند.

تا در نهایت بتوانند به خوبی و خوشی محصولات زحمت کشیده ی خودرا برداشت نمونده وبافروش و مصرف ان زندگی روزمره ی خودرا بگذرانند تا به پدرو مادرخود کمکی هر چند کوچک کرده باشند و لبخندی زیبا بر لبهایشان نقش ببندد.

دراین تصویر زیبا ما به خوبی متوجه می شویم که کار گروهی و مشترک بسیار خوشایند و لذت بخش است ومانیز باید با کارهای گروهی همراه با دوستان که به ما حال خوبی را القتا می دهنددرمسیر پیشرفت و ابادانی کشورمان قدم برداریم تا نقشی هرچند کوچک در جامعه ایفا کنیم

انشا کوتاه صفحه 23 نگارش هفتم :

اکثر مردم روستاهای ایران با کار کردن روی زمین های کشاورزی کسب درآمد می کنند . در روستا زن و مرد در کار کشاورزی به همدیگر کمک می کنند .

مردم روستایی خانه هایشان را با سنگ و خشت در دل طبیعت می سازند . پنجره های خانه های روستایی از هر طرف رو به طبیعت زیبا باز می شود و هوای پاکیزه ی طبیعت داخل خانه های روستایی جریان پیدا می کند .
از پنجره ی خانه ها مناظر شگفت انگیز طبیعت شامل کوه ، درخت و کشتزارها قابل دیدن است . در روستاها اثری از ترافیک و آلودگی هوا نیست و مردم هوای پاک را تنفس می کنند .

مردها در روستا روی زمین های کشاورزی کار می کنند و زن ها نیز به مردها در کارشان کمک می کنند . مردها با بیل زمین را شخم می زنند و آن را برای بذر پاشیدن آماده می کنند و زن ها هم ، بذرها را پخش می کنند و در مواقع مناسب زمین های کشاورزی را با استفاده از سطل های دسته دار آبیاری می کنند . بعد از روییدن محصولات زن ها به مردها در برداشت محصول کمک می کنند .

انشا صفحه 23 و 24 نگارش هفتم :

آقای غریب یکی از اهالی روستای شهرستان محمود آباد از توابع شما کشور است.

وی دارای همسر و سه فرزند به نام های محمد، مهدی و فاطمه است.

شغل آقای غریب کشاورزی است آنان خانواده ای بسیار صمیمی،پرکار،زحمت کش و دوست داشتنی هستند

که زندگیشان از طریق کشاورزی بر روی قطعه زمینی در مجاورت منزلشان می گذرد.

فرزندان آقای غریب اگرچه به تحصیل مشغول هستند اما به پدرشان در امر کشاورزی کمک می کنند

تا از این طریق کمکی به معیشت خانواده شده باشد و هم در کنار یکدیگر زندگی خوب و شیرینی را تجربه کنند.

درب خانه ی با صفا و ساده ی خانواده ی خوشبخت بر روی هر میهمانی باز است ، اطراف باغچه ی زیبای آن ها خبری از دیوار های بلند سیمانی نیست و گچ خشک نشده ی روی دیوار خانه ی آن ها خبر از همکاری پدر و پسری برای زیباتر کردن محل زندگی می دهد .

انشا بلند صفحه 23 نگارش هفتم :

هر دانه و گیاه در باغچه ی خانواده ی خوشبخت با عشق کاشته می شود که حاصل آن فرآورده هایی با طعم بهشتی است ، حتی دختر کوچک خانواده نیز می خواهد در این کار گروهی مشارکت کند و عرق جبین او خبر از تلاش و پشتکاری سخت برای آوردن آب از چشمه ی با طراوت محل زندگی آن ها می دهد.

این خانواده در مکان خیالی بسیاری از شهر نشینان عمر خود را سپری می کنند ، در هوایی پاک ، همسایه هایی مهربان ، سحر خیزی با صدای خروس ها و غذاهای دلچسب محلی!

باغچه بوسیله دیگر فرزندان در حال گسترش است تا به این زیبایی افزوده شود ، پنجره های خانه ی آن ها مانند تابلویی طبیعی چشم انداز کوهستان و زمین های کشاورزی سرسبزی را به رخ می کشد که نقاش آن ها خداست!

ابر ها از دور نمایان شده و گرد هم آمده اند تا درخت بلند قامت کنار خانه شان را استوار تر سازد ، شاید در آینده ای نزدیک تکیه گاه مناسبی برای تاب بازی دختران و پسران یا حتی پدر و مادر و فامیل های این خانواده باشد!

دود های بلند شده از دودکش این خانه ی با صفا نوید چایی گرم و با صفا برای رفع خستگی حاصل از این کار شیرین را می دهد ، و همگی به سمت استراحت بر روی پتو های گرم و نرم ، در کنار پشتی های قرمز راه می افتند ، خدا قوت… !

انشا زیبا صفحه 23 نگارش هفتم :

نیما پسری هفت ساله است که دریک روستای پای کوه زندگی می کند. خانواده آنها پنج نفراست. اویک خواهر و برادر دارد. خانه آنها در یک سراشیبی کوه قرار دارد. خانه آنها از سنگ و کاهگل درست شده است. سقف خانه از تنه درختان و چوب درست شده است وروی آن راپوشانده اند. پنجره های خانه نور و روشنایی را به داخل منعکس می کنند. پدر امیر کشاورز است. هنگام شخم زدن همه اعضاء خانواده به او کمک می کنند. پدر و امید زمین را شخم میزنند. مادر و برادرش امیرعلف های هرز را جدا می کنند و خواهرش زهرا با سطل آب می آورد. سرسبزی باغچه و درختی که پشت خانه و نرده های چوبی دور خانه زیبایی خاصی به خانه داده است. در خانه امید مهر و صفا و صمیمیت دیده می شود. آنها با هم در کارها همکاری می کنند.

انشا صفحه 23 نگارش هفتم با مقدمه بدنه نتیجه و ویژگی آغازین میانی و پایانی :

کشاورز شغلی زیبایی است که به کمک تمام اعضای خانواده احتیاج دارد و باید تلاش کرد تا آن را گسترش داد.

کشاورزان در زندگی روز مره ی خود کارهایی انجام می دهند که خیلی جالب و زیبا است و بلکه دیدنی و سخت است که زمان زیادی میخواهد. آیا می خواهید بدانید که کشاورز و خانواده اش چه کارهایی انجام میدهند آری انها به کمک یکدیگر و با اعضای خانواده خود کارهایی چون آبیاری / درخت کاری / کاشت / داشت / برداشت/انجام می دهند. از کوچک ها گرفته تا بزرگترها در این کار سهیم هستنند و کارهایی که در حد توان آنها هست انجام میدهند.

زندگی در روستا دلپذیر و آزاد است چون کارخانه ها و چراغ قرمز های دردسر ساز ندارد شاید هم باشد اما در روستاهایی بزرگ امیدوارم که زندگی روستایی زیبا تر از همیشه بماند.

انشا صفحه 23 نگارش هفتم :

به نظر من خانواده ای موفق می باشد که همه اعضای خانواده در همه کارها یار و کمک هم باشند در این صورت بین اعضا مهر و عطوفت ایجاد خواهد شد ولی خانواده ای که در کارها یار و مدد کار هم نیستند در برخورد با مشکلات زود از پای درآمده و دچار سختی های زیاد خواهند شد در این تصویر زیبا پدر خانواده به همراه همسر و کودکان همگی در مزرعه کار می کنند و از دسترنج حلال و زحماتشان بهره برده و لذت میبرند این خانواده با پشت گرمی هم صفای بی نظیری دارند به همدیگر مهربان و دلسوز اند و حتماً بچه های با مسئولیت و پرتلاشی به جامعه تحویل خواهند داد.

انشا صفحه 24 نگارش هفتم از نازنین :

در نظر اول دیدن این تصویر مرا به ذوق می اورد، دیدن طبیعتی که بکر و دست نخورده است، آسمان آبی، زمین ومزرعه ی سبز، خانه کاه گلی و نرده ی چوبی که دور از هرگو نه آلودگی شهری است. چیز دیگری که این تصویر را لذت بخش می کند دیدن مهر ومحبت و لبخندی است که بر لب تک تک آنها مشاهده می شود انگار خستگی در بدن هود حس نمی کنند، آنها خانواده ای مهربان و دوست داشتنی هستند که همه با هم در تلاشند محصولی را بکارند وهر کدام گوشه ای از کار را به عهده گرفته اند و با لذت انجام می دهند یکی بیل می زند یکی آب می آورد و دیگری می کارد، و در آخر می طلبد بنشینند زیر سایه ی درخت و چای بنوشند.

این پست چقدر مفید بود؟

برای رتبه بندی روی ستاره ها کلیک کنید!

میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 1

تاکنون امتیازی ثبت نشده است! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا